اصلاح طلبی نوین و کارآفرینان مدنی
اصلاح طلبان و کارآفرینان مدنی جدید و قدیم دست به کار شدند. آنها اول یک دوگانهی شرورانه ایجاد میکنند که گویی اعتراضات دیماه یک نبرد مسلحانه بوده و در سرزنش و آلوده بودن آن به دخالت مسلحانه خارجی مینویسند. در منطق بخشی از آنان، مانند آنچه در اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ روی داد: مردم یا اراذل و اوباشاند یا لمپن پرولتاریای زبان نفهم که مطابق میل آنان عمل نمیکند یا عامل دست خارجی است و خیانت میکند.
دوم، به گونهای در مذمّت حمایت خارجی، جنگ یا هر نوع اقدام مسلحانه و خشونتبار، طوری مینویسند که انگار مبارزات مدنی پیشین دستاوردی داشته یا به پیروزی رسیده است که حالا نگرانی از مطلق شدن خواست مسلحانه است. تا پیش از همین اعتراضات کاملا مدنی دی ۱۴۰۴، ما از اعتراضات جنبش سبز تا جنبش مهسا دستکم ۱۰ هزار نفر را از دست دادهایم. اگر دی ۴۰۴ را هم الحاق کنیم به مرز ۱۰۰ هزار کشته و زخمی از پیامد اعتراضات مدنی میرسیم. در حالی که آمار جنگ ۳۹ روزه به اعتراف دولت جمهوری اسلامی با دریافت صدها تُن بمب و موشک تنها ۳۵۸۸ نفر بوده است.
مردم همچنان مدنیت اقدام ویژه را رها نخواهند کرد و ضمنا اقدام نظامی را نیز مکمل اقدامات برای نتیجهگیری میدانند. اقدام مدنی ویژه، سر سیاسی ویژه میخواهد تا پتانسیلهای خود را باز تعریف کند و در عین حال در انتظار ساخت نیروی نظامی روی زمین نیز خواهد ماند.
بحران ما، بحران نگاه استراتژیک است. نگاه استراتژیک، تحلیل دقیقی از شرایط و پیامدهای پس از جنگ میدهد، جبهههای چندگانه و سازمانهای جدید و محتملا کارآ بر ضد رژیم را شناسایی میکند و از خود میپرسد که جنگ از رژیم اسلامی چه چیزی باقی گذاشته است؟ و برای وضعیت جدید و احتمال وقوع جنگ دوباره و اعنراضات خیابانی این بار چگونه باید اندیشید؟
موضوع دوم در بحران استراتژیک، محاسبهی بقا در ارکان رژیم اسلامی است. پرسش اساسی همیشه این بوده و هنوز نیروی سیاسی به آن پاسخ نداده است:
چرا شریان های ثروت، نخبگان اقتصادی و ساختار نظامی، حاضر نیست این رژیم فاشیستی را رها کند؟ چرا هنوز پشت آن ایستاده است؟ اگر نیروی سیاسی مشفقانه بتواند تنها به همین یک پرسش پاسخ دهد راه خود را یافته است. واقعیت این است که نگاه استراتژیک، این یا آن ابزار یا رویکرد نیست؛ سیستمی فکر میکند و استراتژیک، عملیاتی میکند. اگر جایی و زمانی خیابان کار کرد؛ پشت آن میایستد و اگر نیروی نظامی آموزش دیده با مقاصد ویژه میخواهد آن را هم عملیاتی میکند. مقاومت مدنی نیز دیگر بر فرمول ساده انگاری های گذشته نمیچرخد؛ یک معیار کلیدی خواهد داشت:
کدام اقدامات، حکومت را غیر قابل حکمرانی میکند؟ اگر اقدامات مدنی پیشنهادی، ضربه به حکمرانی و فلج کردن آن نیستند باید رهایش کرد. ما در فقدان درک اتلاف هزینه و فروپاشی زمان گیر افتادهایم.

